در دنیایی که کراساوورها بازار را بلعیدهاند و سدانها یکییکی از خط تولید حذف میشوند، هنوز محصولی وجود دارد که با وقار، سکوت و منطق مهندسی، جایگاه خود را حفظ کرده است؛ خودرویی که در تستدرایوهای جهانی بارها بهعنوان یکی از منطقیترین و در عین حال بالغترین سدانهای خانوادگی معرفی شده: Škoda Superb. خودرویی که نه با هیاهو، بلکه با عمق مهندسی، کیفیت سواری، فضای کابین و فلسفه طراحی هوشمند، تعریف متفاوتی از لوکس بودن ارائه میدهد؛ لوکسی که فریاد نمیزند، اما عمیقاً حس میشود
بازار خودرو ایران، سالهاست که از یک درد قدیمی رنج میبرد؛ هر چند وقت یک بار خودرویی با هزار وعده وارد خط تولید میشود، چند صباحی روی زبانها میافتد و بعد یا کیفیتش ناامیدکننده از آب درمیآید یا آنقدر تولیدش محدود میشود که خیلی زود به خاطرهها میپیوندد.
گاهی یک خودرو فقط سریع است، گاهی هم شخصیتی دارد که باعث میشود بعد از پیاده شدن، چند لحظه دیگر هم به آن نگاه کنید. کوپرا لئون VZ از همان دسته دوم است؛ خودرویی که روی پلتفرم آشنای گروه فولکسواگن ساخته شده، اما آنقدر شخصیت مستقل پیدا کرده که دیگر کسی آن را صرفاً یک «گلف R با لباس دیگر» نمیداند.
در روزگاری که بسیاری از خودروسازان جهان شاسیبلندها را به جعبههایی چرخدار تبدیل کردهاند؛ خودروهایی که بیشتر از آنکه برای رانندگی ساخته شده باشند برای نمایشگرهای بزرگ، نورپردازی داخلی و انبوهی از آپشنهای رنگارنگ طراحی شدهاند، مزدا همچنان راه خودش را میرود. CX-50 یکی از بهترین نمونههای این فلسفه است. خودرویی که اگرچه یک کراساوور خانوادگی محسوب میشود، اما پشت فرمان آن هنوز میتوان ردپای همان روحیه قدیمی مزدا را احساس کرد؛ روحیهای که رانندگی را مهمتر از بازی با صفحات لمسی میداند.
قرار بود ۱۲۰ روزه تحویل بگیرند. بعضیها برای تکمیل وجه، وام گرفتند، طلا فروختند و سرمایه زندگیشان را به حساب شرکت واریز کردند. اما حالا بیش از ۶۰۰ روز از موعد تحویل گذشته و هنوز خبری از خودرویی نیست که بابت آن پول پرداخت کردهاند. این روزها گروهی از مشتریان شرکت مونتاژکاران ایلیا با تجمع مقابل سازمان حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان، خود را «مالباخته» مینامند و میگویند وعدههای پیاپی جایگزین خودروهایی شده که هرگز به دستشان نرسیده است.
در دنیایی که هر روز یک کراساوور جدید متولد میشود و خودروهای برقی آرامآرام جای موتورهای بنزینی را میگیرند، هنوز هم نامی وجود دارد که برای عاشقان رانندگی معنای خاصی دارد؛ گلف GTI. خودرویی که نزدیک به نیم قرن است ثابت کرده لذت رانندگی الزاماً به هشت سیلندر، ۶۰۰ اسببخار یا قیمتهای نجومی وابسته نیست. کافی است پشت فرمانش بنشینید تا متوجه شوید چرا هنوز هم بسیاری، آن را معیار سنجش تمام هاتهچهای دنیا میدانند.
چند سال پیش اگر کسی میگفت یک خودروساز چینی قرار است کوپهای چهار نفره بسازد که با بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار قدرت به سراغ پورشه ۹۱۱ برود، احتمالاً کمتر کسی آن را جدی میگرفت. اما حالا دنزا، برند لوکس گروه BYD، با رونمایی از مدل Z نشان داده دوران احتیاط به پایان رسیده است؛ خودرویی که روی کاغذ نه تنها از بسیاری از سوپراسپرتهای اروپایی قدرتمندتر است، بلکه در برخی شاخصها حتی آنها را به چالش میکشد.
پژو سالها پیش با مدل ۳۰۸ نشان داد که دیگر قصد ندارد تنها یک خودروی اقتصادی برای رفتوآمد روزانه تولید کند. حالا نسل جدید این هاچبک فرانسوی با طراحی جسورانه، کابینی مدرن، فناوریهای پیشرفته و طیف متنوعی از پیشرانههای بنزینی، هیبریدی و تمام برقی، آمده تا بار دیگر جایگاه خود را در یکی از سختترین بازارهای خودروی جهان تثبیت کند؛ بازاری که هنوز هم نامهایی مانند فولکسواگن گلف، سئات لئون، اشکودا اکتاویا و مزدا ۳ در آن حرف اول را میزنند.
بعضی خودروها آنقدر ابهت دارند که اسمشان هم باید سنگین باشد؛ رولزرویس، بنتلی یا فراری. اما بعضی ماشینها از همان لحظه اول که نگاهشان میکنی، ناخودآگاه لبخند روی صورتت مینشیند. فیات توپلینو دقیقاً از همان دسته است. جالب اینکه اگر اسمش را برای یک ایرانی تلفظ کنید، احتمالاً اولین واکنش این خواهد بود: «واقعاً هم قیافهاش توپل است!» و حقیقت این است که این کوچولوی ایتالیایی، بیش از آنکه بخواهد یک خودرو باشد، آمده تا حال و هوای زندگی شهری را عوض کند.