جنگ پهپادی حالا حتی رساندن مهمات و تخلیه مجروحان را هم برای انسان‌ها خطرناک کرده است.
چرا ارتش‌ها می‌خواهند تدارکات را به ربات‌ها بسپارند؟

به گزارش خبرنگار ماشین کلیک، سال‌ها وقتی درباره خودروهای نظامی بدون سرنشین صحبت می‌شد، تصویر یک ربات مسلح در ذهن شکل می‌گرفت؛ وسیله‌ای کوچک که قرار است جلوتر از نیروها حرکت کند، شناسایی انجام دهد یا حتی به یک سلاح تبدیل شود. اما جنگ اوکراین آرام‌آرام یک کاربرد مهم‌تر را به این فناوری تحمیل کرده است؛ اینکه ربات‌ها به جای سرباز، کارهای سخت و خطرناک تدارکاتی را انجام دهند.
این تغییر شاید در ظاهر چندان هیجان‌انگیز نباشد، اما از نظر نظامی بسیار مهم است. رساندن مهمات، آب و تجهیزات به مواضع جلو، تخلیه مجروحان، جابه‌جایی بار و حتی بازگرداندن تجهیزات از منطقه درگیری، همگی مأموریت‌هایی هستند که در گذشته به خودرو و راننده نیاز داشتند. امروز اما پهپادها و حسگرهای شناسایی، مسیرهای تدارکاتی را به یکی از خطرناک‌ترین بخش‌های میدان نبرد تبدیل کرده‌اند.
روی زمین، دیگر کافی نیست یک کامیون زره‌پوش داشته باشید. سؤال جدید این است که آیا اصلاً لازم است راننده داخل آن بنشیند؟
وقتی رساندن یک جعبه مهمات تبدیل به مأموریت رزمی می‌شود
تجربه اوکراین نشان داده است که پهپادها فقط برای حمله به تانک و خودروهای زرهی استفاده نمی‌شوند؛ آنها می‌توانند هر حرکت قابل پیش‌بینی در نزدیکی خط مقدم را زیر نظر بگیرند. همین مسئله باعث شده مسیرهای تدارکاتی کوتاه نیز برای نیروهای انسانی خطرناک شوند. در چنین شرایطی، یک خودروی زمینی بدون سرنشین می‌تواند همان مسیر را طی کند، بار را برساند و بدون آنکه جان یک راننده را در معرض خطر قرار دهد، به عقب برگردد.
گزارش تازه رویترز از استفاده گسترده اوکراین از خودروهای زمینی بدون سرنشین دقیقاً همین تغییر را نشان می‌دهد. یگان‌های اوکراینی از ربات‌های زمینی برای حمل تجهیزات، رساندن مهمات، تخلیه مجروحان و مأموریت‌های پرخطر استفاده می‌کنند و فرماندهان این کشور حتی از هدف جایگزینی بخشی از نیروهای خط مقدم با سامانه‌های رباتیک صحبت کرده‌اند. البته این خودروها هنوز جایگزین کامل سرباز نشده‌اند و محدودیت‌های حرکتی، ارتباطی و تولید انبوه همچنان جدی است.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ چون نسل اول خودروهای زمینی بدون سرنشین الزاماً قرار نیست تانک باشد. گاهی یک پلتفرم کوچک که بتواند چند صد کیلو بار را جابه‌جا کند، ارزش عملیاتی بیشتری از یک ربات مسلح گران‌قیمت دارد.
وقتی چنین وسیله‌ای مجروح را از منطقه خطر خارج می‌کند، در واقع یک کار بسیار مهم انجام داده است: زمان و مسیر حرکت انسان را از یک بخش پرخطر میدان نبرد حذف کرده است.
در جنگی که پهپادها تقریباً دائماً بالای سر نیروها حضور دارند، همین چند متر و چند دقیقه می‌تواند تفاوت میان یک مأموریت موفق و یک تلفات جدید باشد.
موضوع فقط اوکراین هم نیست. ارتش‌های غربی نیز به سمت همین مفهوم حرکت کرده‌اند. ارتش آمریکا در پروژه‌ای با عنوان Project Sustainment به دنبال خودروهای زمینی بدون سرنشین و هیبریدی است که بتوانند مأموریت‌های حمل بار و پشتیبانی تاکتیکی را انجام دهند. American Rheinmetall در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد قراردادی ۱۸ماهه برای توسعه چنین سامانه‌هایی دریافت کرده است؛ خودروهایی که قرار است بخشی از نیازهای لجستیکی یگان‌ها را بدون حضور راننده تأمین کنند.
این یعنی مسئله از مرحله آزمایشگاهی عبور کرده و به یک نیاز واقعی نظامی تبدیل شده است.
از ربات حمل بار تا کامیون نظامی بدون راننده
نسل جدید این خودروها فقط یک موتور، چهار چرخ و یک کنترل از راه دور نیست. معماری آنها به سمت ترکیبی از دوربین، حسگر، سامانه موقعیت‌یابی، رایانه پردازشی و نرم‌افزار تصمیم‌گیری حرکت می‌کند. خودرو باید بتواند مسیر را بشناسد، مانع را تشخیص دهد، فاصله خود را با خودروهای دیگر حفظ کند و در صورت قطع بخشی از ارتباط، رفتاری ایمن داشته باشد.
Rheinmetall در پروژه InterRoC VII آلمان دقیقاً روی همین مسئله کار می‌کند؛ تشکیل کاروان‌هایی که خودروهای مختلف بتوانند به‌صورت خودکار و هماهنگ در کنار یکدیگر حرکت کنند. این پروژه فقط درباره یک خودروی مستقل نیست، بلکه درباره ارتباط چند خودرو و مدیریت یک ستون لجستیکی است. سامانه‌های مورد آزمایش حتی برای محیط‌هایی طراحی شده‌اند که دسترسی به ناوبری ماهواره‌ای مختل یا قطع شده باشد.
این قسمت شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد. اگر خودرو بدون راننده فقط زمانی کار کند که ارتباط ماهواره‌ای و لینک ارتباطی کاملاً سالم باشد، در میدان نبرد واقعی چندان قابل اتکا نیست. جنگ الکترونیک می‌تواند ارتباطات را مختل کند، سامانه‌های موقعیت‌یابی را فریب دهد و حتی ارتباط خودرو با اپراتور را قطع کند.

بنابراین نسل جدید خودروهای زمینی باید بخشی از محیط اطراف خود را خودش بفهمد. این همان جایی است که حسگرها، نقشه‌برداری، پردازش تصویر و الگوریتم‌های تصمیم‌گیری اهمیت پیدا می‌کنند.
البته نباید از این موضوع برداشت کرد که ربات قرار است بدون هیچ نظارتی خودش درباره همه چیز تصمیم بگیرد. در بسیاری از پروژه‌های فعلی، انسان همچنان در حلقه تصمیم قرار دارد و میزان استقلال سامانه به نوع مأموریت، سطح خطر و الزامات عملیاتی بستگی دارد.
نمونه تازه دیگر، Mission Master SP شرکت Rheinmetall است که در سپتامبر ۲۰۲۶ سفارش جدیدی برای تفنگداران دریایی آمریکا دریافت کرد. قرار است ۱۲ دستگاه از این خودروهای زمینی خودکار همراه با پنج کیت آبی‌خاکی تحویل شوند تا برای ارزیابی عملیاتی، لجستیک خودکار و مأموریت‌های اعزامی مورد استفاده قرار گیرند. این قرارداد حاصل بیش از چهار سال آزمایش و همکاری با تفنگداران دریایی آمریکا عنوان شده است.
این یعنی ارتش‌ها دیگر فقط نمی‌پرسند «آیا این ربات می‌تواند حرکت کند؟» سؤال اصلی تبدیل شده به اینکه «آیا می‌توانم واقعاً بخشی از زنجیره پشتیبانی یگانم را به آن بسپارم؟»
تفاوت این دو سؤال بسیار بزرگ است.
آینده لجستیک نظامی شاید بدون راننده شروع شود، نه بدون انسان
اگر این روند ادامه پیدا کند، اولین تغییری که در ساختار یگان‌ها دیده می‌شود احتمالاً حذف کامل خودروهای سرنشین‌دار نخواهد بود. مدل محتمل‌تر، ترکیبی خواهد بود؛ یک خودروی سرنشین‌دار در ابتدای ستون حرکت کند و چند خودروی بدون سرنشین پشت سر آن حرکت کنند. در این حالت، یک راننده یا فرمانده می‌تواند بر چند وسیله نظارت داشته باشد و ظرفیت حمل بار یک یگان افزایش پیدا کند.
همین مفهوم در پروژه‌های اروپایی نیز دنبال می‌شود. Rheinmetall در InterRoC VII از همکاری خودکار میان پلتفرم‌های مختلف حرف می‌زند؛ یعنی قرار نیست همه خودروها الزاماً یک مدل باشند. خودروهای متفاوت باید بتوانند در یک شبکه مشترک حرکت و وظایف خود را هماهنگ کنند.
از طرف دیگر، ترکیب قوای محرکه هیبریدی با خودروی بدون سرنشین یک مسیر جذاب دیگر ایجاد می‌کند. خودرو می‌تواند انرژی مورد نیاز حسگرها، رایانه‌ها و سامانه‌های ارتباطی خود را تأمین کند و در صورت نیاز با صدای کمتر حرکت کند. به این ترتیب، همان فناوری‌ای که در خودروهای رزمی برای Silent Move و Silent Watch اهمیت پیدا کرده، در خودروهای لجستیکی نیز ارزش پیدا می‌کند.
اما یک مشکل بزرگ باقی می‌ماند: زمین.
یک ربات زمینی برخلاف پهپاد نمی‌تواند به سادگی از روی مانع عبور کند. گل، سنگ، شیب، خرابی جاده، موانع مصنوعی و ساختمان‌های تخریب‌شده می‌توانند حرکت آن را مختل کنند. در مناطق شهری نیز تشخیص مسیر بسیار پیچیده‌تر می‌شود. به همین دلیل، هنوز فاصله زیادی میان یک نمایش موفق در میدان آزمایش و یک شبکه لجستیکی کاملاً خودکار در میدان نبرد وجود دارد.
با این حال، جهت حرکت کاملاً مشخص شده است. حتی در اوکراین، استفاده از ربات‌های زمینی به مأموریت‌های رزمی محدود نمانده و بخش مهمی از کاربرد آنها به حمل تجهیزات و تخلیه مجروحان اختصاص پیدا کرده است. گزارش‌های تازه از ده‌ها هزار مأموریت لجستیکی و تخلیه با این سامانه‌ها در سال ۲۰۲۶ خبر می‌دهند.
این شاید مهم‌ترین درس جنگ‌های جدید باشد: فناوری نظامی همیشه از جایی شروع نمی‌شود که روی آن سلاح نصب شده باشد.
گاهی یک ربات که فقط مهمات می‌برد، مجروح تخلیه می‌کند یا بار یک یگان را جابه‌جا می‌کند، می‌تواند بیشتر از یک سلاح پیچیده روی شکل جنگ تأثیر بگذارد؛ چون مستقیماً تعداد انسان‌هایی را که مجبورند وارد خطر شوند کاهش می‌دهد.
جنگ آینده احتمالاً هنوز پر از تانک، نفربر، کامیون و سرباز خواهد بود، اما در کنار آنها تعداد زیادی وسیله کوچک و بزرگ حرکت خواهند کرد که راننده ندارند. بعضی بار حمل می‌کنند، بعضی مجروح تخلیه می‌کنند، بعضی حسگر حمل می‌کنند و بعضی ممکن است بعدها به سامانه‌های رزمی تبدیل شوند.
به همین دلیل، شاید مهم‌ترین تحول خودروهای نظامی در سال‌های آینده نه افزایش قدرت موتور و نه ضخیم‌تر شدن زره باشد؛ بلکه این باشد که خودرو بتواند بدون آنکه انسانی پشت فرمان نشسته باشد، مأموریتش را تا حد ممکن درست انجام دهد.
در این صورت، «خودروی نظامی» دیگر فقط یک وسیله حمل‌ونقل نیست؛ تبدیل به یک عضو رباتیک از یگان می‌شود؛ عضوی که می‌تواند بار ببرد، برگردد، دوباره اعزام شود و مهم‌تر از همه، جان انسان را از بخشی از خطر حذف کند.

ارسال دیدگاه