در نگاه نخست، طراحی خودرو همان زبان طراحی مشهور Kodo مزدا را به نمایش میگذارد. جلوپنجره بزرگ، چراغهای باریک و خطوط نرم بدنه باعث شدهاند خودرو حتی در حالت سکون نیز پویا به نظر برسد. در دورانی که بسیاری از شاسیبلندها با خطوط اغراقآمیز و زوایای تند طراحی میشوند، مزدا ترجیح داده است زیبایی را از طریق سادگی و تناسبات بدنه خلق کند.
اما مهمترین بخش ماجرا زیر کاپوت قرار دارد. نسخه ۲.۵ لیتری CX-50 از موتور چهار سیلندر تنفس طبیعی Skyactiv-G بهره میبرد. این پیشرانه ۲۴۸۸ سیسی قادر است حدود ۱۸۷ اسب بخار قدرت و ۲۵۲ نیوتنمتر گشتاور تولید کند. شاید روی کاغذ این اعداد در برابر موتورهای توربوشارژ امروزی چندان هیجانانگیز به نظر نرسند، اما مزدا همچنان معتقد است موتورهای تنفس طبیعی مزایای خاص خود را دارند.
پاسخدهی خطی به پدال گاز، استهلاک کمتر، پیچیدگی فنی پایینتر و دوام بیشتر از جمله دلایلی هستند که باعث شدهاند این شرکت ژاپنی همچنان به موتورهای تنفس طبیعی وفادار بماند. برخلاف بسیاری از موتورهای توربوشارژ که قدرت خود را به صورت ناگهانی آزاد میکنند، موتور ۲.۵ لیتری CX-50 رفتاری نرم و قابل پیشبینی دارد؛ ویژگیای که در رانندگی روزمره بسیار ارزشمند است.
قدرت موتور از طریق گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک به چرخها منتقل میشود. شاید در دورانی که گیربکسهای ۸، ۹ و حتی ۱۰ سرعته به یک استاندارد تبدیل شدهاند، استفاده از جعبهدنده ۶ سرعته قدیمی به نظر برسد، اما مزدا ترجیح داده به جای پیچیدگی بیشتر، روی هماهنگی و عملکرد تمرکز کند. نتیجه نیز رضایتبخش است. تعویض دندهها نرم انجام میشود و گیربکس رفتار هوشمندانهای در انتخاب ضرایب دارد.
یکی از ویژگیهای مهم CX-50 بهرهگیری از سامانه چهار چرخ محرک i-Activ AWD است. این سیستم به صورت دائمی شرایط جاده، میزان چسبندگی و رفتار راننده را تحلیل میکند و در صورت نیاز نیرو را میان محورهای جلو و عقب توزیع میکند. به همین دلیل خودرو نه تنها در جادههای لغزنده عملکرد مطمئنی دارد، بلکه در مسیرهای خاکی و طبیعتگردی سبک نیز تواناییهای قابل قبولی از خود نشان میدهد.
در بخش هندلینگ، مزدا بار دیگر نشان میدهد چرا همچنان یکی از متفاوتترین خودروسازان ژاپنی محسوب میشود. فرمان خودرو دقیق است و واکنشهای بدنه در پیچها بسیار کنترلشدهتر از چیزی است که از یک کراساوور خانوادگی انتظار میرود. بسیاری از رقبا هنگام عبور از پیچها احساس سنگینی و ناپایداری ایجاد میکنند، اما CX-50 تلاش میکند تا حد امکان حس یک خودروی سواری را به راننده منتقل کند.
داخل کابین نیز خبری از شلوغی بیش از حد نیست. مزدا برخلاف برخی رقبا که هر بخش داشبورد را به یک نمایشگر تبدیل کردهاند، محیطی ساده و در عین حال باکیفیت طراحی کرده است. متریال نرم، مونتاژ دقیق و طراحی ارگونومیک باعث شدهاند کابین حس یک خودروی گرانتر از کلاس قیمتی خود را منتقل کند.
فضای سرنشینان نسبت به CX-5 افزایش یافته و فضای بار نیز کاربردیتر شده است. همین موضوع باعث شده CX-50 برای خانوادهها گزینهای مناسب باشد. در عین حال موقعیت نشستن راننده به گونهای طراحی شده که ارتباط او با خودرو حفظ شود؛ موضوعی که همیشه یکی از نقاط قوت محصولات مزدا بوده است.
از نظر ایمنی، CX-50 تقریباً همه تجهیزات مورد انتظار یک خودروی مدرن را در اختیار دارد. سامانه ترمز اضطراری خودکار، هشدار خروج از خط، حفظ خودرو بین خطوط، کروز کنترل تطبیقی، پایش نقاط کور و هشدار ترافیک عقب تنها بخشی از تجهیزات ایمنی این خودرو هستند. مزدا در سالهای اخیر سرمایهگذاری زیادی روی ایمنی انجام داده و CX-50 نیز از این قاعده مستثنی نیست.
مصرف سوخت نسخه ۲.۵ لیتری تنفس طبیعی نیز برای خودرویی با این ابعاد مناسب ارزیابی میشود. در استفاده ترکیبی، مصرفی در حدود ۷ تا ۸ لیتر در هر صد کیلومتر قابل دستیابی است؛ عددی که نشان میدهد مهندسان مزدا همچنان به فلسفه Skyactiv و افزایش بهرهوری موتورهای درونسوز پایبند هستند.
البته CX-50 بدون ایراد هم نیست. برخی رقبا فضای کابین بزرگتری ارائه میکنند. سیستم اطلاعات و سرگرمی مزدا نسبت به برخی برندهای کرهای محافظهکارانهتر به نظر میرسد و پیشرانه تنفس طبیعی آن نیز برای کسانی که به دنبال شتابهای هیجانانگیز هستند، چندان جذاب نخواهد بود. با این حال مزدا هرگز تلاش نکرده سریعترین یا پرآپشنترین خودرو بازار را بسازد.
CX-50 برای کسانی ساخته شده که هنوز از رانندگی لذت میبرند. افرادی که میخواهند خودرو علاوه بر حملونقل، شخصیتی مشخص نیز داشته باشد. شاید به همین دلیل است که این کراساوور ژاپنی در میان انبوه شاسیبلندهای امروزی جایگاه ویژهای پیدا کرده است.
مزدا CX-50 را نمیتوان صرفاً یک کراساوور خانوادگی دانست. این خودرو یادآور دورانی است که مهندسان بیش از واحد بازاریابی در طراحی خودرو نقش داشتند. محصولی که تلاش میکند میان راحتی، کیفیت، ایمنی و لذت رانندگی تعادل برقرار کند. در بازاری که بسیاری از خودروها شبیه یکدیگر شدهاند، همین متفاوت بودن شاید بزرگترین نقطه قوت CX-50 باشد.